سالی در جنگ
روزی بود روزگاری بود. آن روز به دوقلوی کا کام که ۷ ساله بودنند گفنم کمکم کنیید که بریم و بهار نارنج
جمع کنیم از توی حیا ط بچه هابسرعت دویدند همینکه یک بشقاب بهار جمع شد یک دفعه نگام به آسمون دوخته شد یک شهابی از با لای سرم بسرعت ثانیه ردشد به بچه ها گفتم بدوید
دویدند رفتند توی یک وان پلاستیکی که همیشه گوشه حیا ط گذاشته بود نه توی سنگر ومنگر بلکه زیر همان آسمان خدا خوب کرده که یک دفعه صدای عظیمی بلند شد چه خبر چه خبره صدایمو شک
بود که عده ای از مردمان شیرازی کشته شده بودند --------آن بهار دیگه برای ما بهار نشد که نشد
یادشان گرامی باد-----------خدا نگهدار
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386ساعت 11:12  توسط ساقه سالم
|
نارمک
امروز روز قصه سازی است زیرا که زیر درخت سیب ستار می بافندند خاطرهای وهاج میشود
عشق کم کم عاشق میشود نسترن قالی می بافد درعین اینکه بهار نزدیک است یاس را می بوید و میخندند
ومنتطر میماند تا کبوتر عاشق به آغوشش باز گردد--------------------------------
صادق باشید وبه گلهای عاشق به خندید .روز روزگار بر شما عزیزان خوش-
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 11:34  توسط ساقه سالم
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 11:6  توسط ساقه سالم
|
چه خوب شد بالاخره تابستان هم آمد روسیای ماند به زمستان ِ امروز که آ فتاب عالم تایش میدهد
خوشهال کننده است . خوب دوستان بروید آفتاب ذخیره کنید روز خوش خدا نگهدار-----------
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 13:57  توسط ساقه سالم
|
چنگال
-------------
امروز میخوام بگم که آدم گاهی اوقات قفل میکنه اون چیزی را که بیان میکنه عمل نمیکنه البته خودم را
میگم مثل اینکه اختیار از من صلب شده یامثل اینکه یک قدرت لایزالی میآد آدم می کشه به سوی دیگر
همین دیروز تصمیم گر فته بودم که برم ولی دوباره نشد که نشد حالا ترا به جان هر کسی که دوستش دارید قضاوت کنید برم یاکه نرم ؟
میکنه
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم فروردین 1386ساعت 12:20  توسط ساقه سالم
|
هتل داریوش -
--------------------
این منظره یادگار دیرینه ماست وقتی که دو خواهران شیرین شکرها باهم تو ی این فضا قدم میگذاشتند
خوشحال و خوشهالتر از روز جلوتر برعکس بعضی ها که همش غندو لند میکردند تا زود عصر بشه از کار تموم بشنو برن خونهاشون یاد همون روزگارها بخیر باشه امیدوارم که هر کجای ایران عزیزمان هستند
شا د خوشهال باشند هنوز شماها را دوست دارم به امید دیدار دوباره --------------خدا نگهدار روز خوش
+ نوشته شده در جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 12:8  توسط ساقه سالم
|
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 13:34  توسط ساقه سالم
|
+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 13:1  توسط ساقه سالم
|
سیزده بدر
حرف هم حرف قدیمیها سیزده بدر میرفنند از صبح زود بارو بونه رو میپچیدند میزدند به چاک صبونرو تو باغ
سرهنگی دورهم میخوردند ند مرد ها مشغول طناب بستن به درخت میشدند تا یک جای دنجی گیر
بیارند آبرک بخورند زنها هم دورخود میپلکیدند غذای ظهر آماده میکردند غذا که خورده میشد
آجیل شیرینی می آمد جلو کم کم ذنها از مردها جدا مینشستند ورق بازی عرق سگی میخوردند
کله شون که گرم میشد شرو میکردند به تمبک زدن رقصیدن و قتی که مردها مشغول خودشون بودن
زنها هم برای خودشون میخوندند -
سیزده بدر خانه شوهر سال دیگه بچه بغل به همین نییت حاجت سبزی گره میزدند -
آفتاب که غروب میکرد همه فامیل سوار وانیت بار میشدند
باهم شروع میکردند به بشکن زدن خواندن از این قرار که
بشکن بشکن همه با هم ) چواب میدادند بشکن
این جا بشکنم یار گله داره اونجا بشکنم یار گله داره
این یارو چقدر حوصله داره تا الا آخر همگی بسلا متی به خانه های خود بر میگشتند----------------
روز روزگاز بر همه ایرانیها خوش باد امیدوارم که سیزدهذدز خوبی داشته باشید------------خدا نگهدار
+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم فروردین 1386ساعت 11:39  توسط ساقه سالم
|
سلام
عید شما مبارک خانم ماهرو برو بچه ها چطورند خوب هستند الحمد دورالله خوب اوغور باشه چه
با عجله والله چی بگم امروز سوم عید ه هنوز خیلی از فامیلها نیامدن عید دیدنی وقتی دیروز رفتم نان
خریدم رفتم خونه دیدم که سبزهای سفره مثل اینکه گنجشک آنها را چنگ زده خورده گفتم مرد من یی
توک پا رفتم بیام چرا حواست را جمع نکردی گفت خانم خواسم خوبم جمع بود راستشو بخوی گشنم
شد آنها را با نان وپنیر مانده خوردم واسلا م دیگه حرفشم نزن خوب از شما چه پنهان میخوام برم
یک بشغاب سبزی آماده بگیرم بگزارم توی سفره خوب خدا نگهدار سال خوبی داشته باشید
همراه باخیرو برکت---------------
+ نوشته شده در سه شنبه هفتم فروردین 1386ساعت 14:23  توسط ساقه سالم
|
آهای شیرازیها اگر باغ دلگشا رفتید بهار ها را جمع کنید چاهی با بهار نارج فراموش نشه
برای بار سوم سال نو بر همگان مبارک باد------------------------
+ نوشته شده در چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 19:1  توسط ساقه سالم
|