تبليغاتX
ساقه سبز

ساقه سبز

شعر و قصه و مقاله

دمبرگ

--------------

خورشید دل آرام آفتاب میزنه رو آینه ها

بهار گل آرام  میآدوا میشن غنچه ها

زیر درختها پهن میشن میشینن آدمها

عشق میآد آرزو میده صفا میآد

تماشا داره وقتیکه روحیه میگیرند آدمها

از بازی کردن بچه ها روی سبزها وچمن ها---------خوانند گان عزیز امیدوارم که گل همیشه بهار باشید--

خدا نگهدار.

البته امروز یک چیزدیگه میخواستم بنویسم یک دفعه از موضو ع منحرف شدم خوب یا .. مرا میبخشید-

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 13:10  توسط ساقه سالم  | 

هفته ای دو بار  اطاق تاریک است قلبم مملو از ناراحتی  گرفته نمیدانم که این چه سیقه ای است

 شمعها هم آب شدن ریختن روی جا شمعی گلدونها خشک شدن گلهاشو ن با شاخه شکستن

اوفتادن زمین همسایه ها دیوارهارو دریل میکنن شب تا به صبح لباسشوئی روشن میکنن

صبح تنگ سحر روزنامه پخش میکنن یک دفغه دارا م دیر دارام میبینی امید خدا ازکر در اطاق روزنامه  اومد خو ب بغضیها که قربونشون برم خواب هستند خوب اینهم شده حالو حکایت ما-------------

امیدوارم که شماها خسته نباشید  وآرام به زندگی ادامه دهید روز وشبتان خوش.خوا نگهدار.

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 21:41  توسط ساقه سالم  |