--------------------------------و---------------------------------------------------------------------------------------------------------------روزی
بخاطرم میآد روز از نیمه گذشته بود آفتاب عالم تاب پهن شده بود یکدفعه دلم به من گفت یکسری
به روزی بزن با عجله عازم شدم به تقویم نگاه کردم چهار شنبه ۳۰ آپریل خوب خوبه بزن برو بلاخره
بعداز دوساعتی به آنجا رسیدم اول ازپشت شیشه روزی رادیدم که در بین مجمو عی از گلها ایستاده
چنان ریاضت میکشه گلهای ارغوانی سبز سرخ آتشین آبی وگلهای گرم تا اینکه به من امید داخل شدن میدادند تا اینکه از لا بلای سرای گلها رد شدم سلام کردم او همینطور با دستان موزون خودگل میساخت
برگ سبز را دور گلها احاطه می کرد پدیدهای نو خلق میکردمن از نگاه به او ذوق زده شده بودم من فقط میگفتم آفرین مدتی مکس کردم او از مرز عشق به گلها تخطی نمیکرد به گونهایش بوسه زدم
چهره روزی مثل گلها شفاف شده بود ومانند عروس گلها ایستاده بود وعاشق به گلها عشق میورزید
من با آفرین گفتن چند باره خدا حافظی کردم وبرگشتم---------------امیدوارم که همیشه گل باشی
وسلامت در کنار خانواده روز خوش به امید دیداری دوباره وفرصتی دیگر از شما عز یزان---------------
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 20:30  توسط ساقه سالم
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 19:48  توسط ساقه سالم
|
ارزش والا
---------------
روز مادر روز عشق روز گلهای آقاقی
روز آواز قناری روز خورشید درخشان
روز شاد. روز سرشارو محبت روز مهرو
مهربانی روز خلاق روز دنیا بر همه مادران عزیز مبارک ---------------روز عشق واقعی بر همه شما
دوستامبارک-------------یازدهم می-
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 10:43  توسط ساقه سالم
|
امروز خیال داشتم یک چیز ای بنویسم ولی این منظره دریارا که دیدم نتو نستم به آسانی ازش بگذرم
ویکدفعه همه حرفها از یادم رفتند روز روزگار بر خوانندگان عزیز خوش باشد-----------------------
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:9  توسط ساقه سالم
|
+ نوشته شده در جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 11:55  توسط ساقه سالم
|