+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 21:38  توسط ساقه سالم
|
شعر و قصه و مقاله
رسید مزده که ایام غم نخواهد ماند
چنان نماند چنین نیز هم نخواهد ماند
من ار چه در نظر یار خا کسار شدم
رقیب نیز چنین محترم نخواهد ماند
چو پرده دار بشمشیر میزند همه را
کسی مقیم حریم حرم نخواهد ماند
چه جای شکر و شکایت زنقش نیک و بد است
چو بر صحیفه هستی رقم نخواهد ماند
سرود مجلس جمشید گفته اند این بود
که جام باده بیاور که جم نخواهد ماند
غنیمتی شمر ای شمع و صل پروانه
که این معامله تا صحدم نخواهد ماند
توانگرا دل درویش خود بدست آور
که مخزن زرو گنج درم نخواهد ماند
بدین رواق زبر جد نوشته اند بزر
که جز نکوی اهل کرم نخواهد ماند
ز مهربانی جانان طمغ مبر حافظ
که نقش جورو نشان ستم نخواهد ماند-----------------------------روزتان بر وقف مراد باد-